بررسی اثربخشی دوره های آموزشی

 

همانطور که ميدانيم جامعه روز به روز در حال تغيير است و حرکت در راستای اين تغييرات کاری پر زحمت و کمی مشکل ، بيشتر سازمانها به دنبال راه حلی برای حل اين مشکل هستند.راه حلی که توسط بيشتر صاحبنظران عنوان شده آموزش و بهسازی منابع انسانی می باشد. در همين راستا بيشتر سازمانها اقدام به برگزاری دوره های آموزشی در سطح سازمان خود کرده اند. در گام بعدی به منظور حصول اطمينان از اجرای درست و به جا اين دوره ها اقدام به ارزشيابی دوره های آموزشی نموده اند که مقوله ارزيابی اثربخشی هم مربوط به همين گام می باشد. در وبلاگ بعدی شرح واضحی از اثربخشی و ارزيابی دوره های آموزشی داده می شود.

 

الگوی ارزشيابی برخاسته از رويکرد مبتنی بر هدف

چنانچه پيشتر گفته شد؛در رويکرد ارزشيابی مبتنی بر هدف ابتدا مقاصد يک فعاليت آموزشی تعيين ميگردند و بعد از آن در ارزشيابی کوشش به عمل می آيد تا نشان داده شود که آن مقاصد تا چه اندازه تحقق يافته اند.
نخستين الگوی ارزشيابی آموزشی که تاريخ پيدايش آن به دهه۱۹۳۰ ميلادی باز می گردد از آن رالف تايلر است؛مفهوم تايلر ازارزشيابی آموزشی اين است که تعيين کند هدفهای آموزشی برنامه آموزشگاه يا برنامه درسی تا چه ميزانی تحقق يافته اند؛به همين منظور تايلر در الگوی ارزشيابی خود مراحل زير را پيشنهاد داده است:

۱-تعيين هدفهای کلی(غايتها)و هدغهای دقيق

۲-طبقه بندی غايتها و هدفها

۳-بيان هدفها به صورت رفتاری؛يعنی قابل اندازه گيری

۴-يافتن موقعيتهايی که در آنها بتوان دست يابی به هدفها را نشان داد

۵-توليد يا تهيه روشها و فنون انداز ه گيری

۶-گردآوری داده های مربوط به عملکرد يادگيرندگان

۷-مقابسه داده های مربوط به عملکرد با هدفهای رفتاری


در نتيجه ارزشيابی؛چنانچه که معلوم گشت که بين عملکرد و هدفها اختلاف وجود دارد؛بايد نواقص بر طرف گردند وبار ديگر ارزشيابی انجام گيرد:بنا به گفته ورتن و سندرز(۱۹۸۷)الگوی ارزشيابی تايلر از احاظ منطق درست؛از نظر عملی قابل پذيرشو توسط متخصصان ارزشيابی به سهولت قابل استفاده است؛لذا از زمان پيدايش تا کنون تاييد عطيمی بر نظريه پردازان ارزشيابی داشته است.


الگوی ارزشيابی آموزشی تايلر حوزه برنامه درسی را قويا تحت تاثير قرار داده است.تبا(۱۹۶۲)

يکی از همکاران نزديک تايلر؛برای برنامه ريزی درسی يک الگوی مبتنی بر هدف شامل مراحل زير

پيشنهاد داده است:

۱-تعيين نيازها

۲-بيان هدفها

۳-انتخاب محتوا

۴-سازمان دادن به محتوا

۵-انتخاب تجارب يادگيری

۶-سازمان دادن به تجارب يادگيری

۷-تعيين:چه چيزی:و:چگونگی:ارزشيابی


رابرت اف ميگر در کتاب تدارک هدفهای آموزشی تکنولوژی ارزشيابی مبتنی بر هدف را ترويج
نمود و روشهای دقيق بيان هدفهای رفتاری را آموزش داد.تاکيد بيش از اندازه ميگر بر بيان هدفهای دقيق رفتاری در دهه۱۹۶۰ به مشاجرات و مباحثات تندی منجر شد که هنوز هم ادامه دارند.

 

دسته بندی ارزشيابيهای آموزشی در قالب الگوهای مختلف

صاحبنظران ارزشيابی آموزشی در ديدگاهايشان نسبت به اينکه ارزشيابی چيست و چگونه بايد آنرا انجام داد اختلاف نظر دارند؛(سيف۱۳۸۰)

ساده ترين دسته بندی را اسکريون(۱۹۶۷)پيشنهاد کرده است.وی الگوهای ارزيابی را به تکوينی وپايانی تقسيم بندی ميکند؛تقسيم بندی ديگری بوسيله ساير نويسندگان عرضه شده است؛برای مثال پاپهام الگوها را به سه دسته تقسيم بندی ميکند:

الگوهای مبتنی بر تححق هدفها؛الکوهای قضاوتی؛الگوهای تسهيل تصميم گيری.

دسته بندی چهارگانه؛پنجگانه وبيشتر نيز انجام گرفته است.از جمله اين دسته بنديها ميتوان به دسته بندی هفت گانه مرکز مطالعات ارزيابی(دانشگاه کاليفرنيا)اشاره کرد.

اين دسته بندی هفتگانه به شرح زير است:(بازرگان۱۳۸۰)

 

۱-الگوهای هدفگرا

۲-الگوهای تصميم گرا

۳-الگوهای پاسخگويانه

۴-الگوهای مبتنی بر طرحهای تحقيق آزمايشی

۵-الگوهای هدف- آزاد

۶-الگوهای مبتنی بر مدافعه

۷-الگوهای کاربرد گرا

 

وذکر الگوهای ديگر که ذکر آنها از حوصله اين بحث خارج است.ما برای معرفی رويکردها والگو های ارزشيابی از روش ورتن و سندرز(۱۹۸۷)استفاذه خواهيم کرد؛اين صاحبنظران ارزشيابی تمامی رويکردهای ارزشيابی رابه شش دسته زيرتقسيم کرده اند:

۱-رويکرد مبتنی بر هدف:

در اين رويکرد هدف؛هدفهای کلي و هدفهای دقيق مورد تاکيد قرار ميگيرند و ارزشيابی بدنبال اين است که تعيين کند اين هدفها به

چه ميزانی تحقق يافته اند.

۲-رويکرد مبتنی بر مديريت:

در اين رويکرد هدف تشخيص و تحقق بخشيدن به نيازهای اطلاعاتی مديران تصميم گيرنده است.

۳-رويکرد مبتنی بر مصرف کننده:

در اين رويکرد؛تاکيد عمده بر کسب اطلاعات مربوط به فرآورده های کلی آموزشی است که توسط مصرف کنندگان آموزشی در انتخاب از ميان برنامه های درسی مختلف؛فرآورده های آموزشی و نظاير اينها مورد استفاده قرار می گيرد.

۴- رويکرد مبتنی بر نظر متخصصان:

در اين رويکرد؛تاکيد بر کاربرد مستقيم نظر متخصصان در قضاوت درباره

کيفيت فعاليتهای آموزش و پرورش است.

۵-رويکرد مبتنی بر اختلاف نظر متخصصان:

در اين رويکرد اختلاف نظر های ارزشيابان مختلف(موافق و مخالف)

مورد تاکيد قرار ميگيرد.

۶-رويکرد طبيعت گرايانه و مبتنی بر مشارکت کنندگان:

در اين رويکرد بررسی طبيعت گرايانه و کوشش مشارکت کنندگان

در تعيين ارزشها؛ملاکها؛نيازها و داده های ارزشيابی مورد تاکيد قرار

ميگيرند.  )سيف۱۳۸۰(

 

تعاريف ارزشيابی

با توجه به جوان بودن حوزه ارزشيابی آموزشی و وجود ابهامهای نسبتا زياد در مورد اين حوزه
لذا ابتدا با استفاده از فرهنگهای لغت؛تعاريف ارائه برای ارزشيابی را بازگو می کنيم و سپس به چند نمونه از تعاريف ارائه شده توسط صاحبنظران حوزه ارزشيابی اشاره می کنيم.

فرهنگ وبستر ارزشيابی را قضاوت يا تعيين ارزش يا کيفيت کردن تعريف می کند.

درفرهنگ دهخدا ارزيابي: عمل يافتن ارزش هر چيز؛تقويم.وارزياب:کسی که ارزش هر چيزی را معين می کند؛مقوم. تعريف کرده است.

اما اولين تعريف رسمی بنام رالف تايلر ثبت شده است.وارزشيابی را وسيله ای جهت تعيين ميزان مفقيت برنامه در رسيدن به هدفهای آموزشی مطلوب مورد نظر ميداند. پاپهام(۱۹۷۵(

معتقد است که ارزشيابی يعنی تعيين ارزش کردن.ارزشيابی آموزشی نظامدار در برگيرنده سنجش رسمی ارزش پيديده های آموزشی است.

کرانباخ ارشيابی را جمع آوری و استفاده از اطلات جهت تصميم گيری در مورد يک برنامه آموزشی ميداند.
استافل بيم و شينک فيلد(۱۹۸۶)در کتاب ارزشيابی نظامدار يک تعريف جامع برای ارزشيابی
ارائه کرده اند: ارشيابی عبارت است از فرايند تعيين کردن؛بدست آوردن و فراهم ساختن اطلاعات توصيفی و قضاوتی در مورد ارزش و مطلو بيت؛طرحها؛اجرا ونتايج به منظورهدايت تصميم گيری؛خدمت به نيازهای پاسخگويی و درک بيشتر از پديده های مورد بررسی.

ورتن و سندرز دو تن از صاحب نظران در حوزه ارزشيابی آموزشی گفته اند:درآموزش و پرورش ارشيابی به يک فعاليت رسمي گفته می شود که برای تعيين کيفيت؛اثربخشی؛يا ارزش يک برنامه؛فرآورده؛پروژه؛فرايند؛هدف؛يابرنامه درسی به اجرا در می آيد.

 

 

آموزش

بسياری از روان شناسان و پژوهشگران آموزش را بعنوان وسيله ای برای رسيدن به پرورش
در تربيت تصور می کنند.بعنوان مثال دکتر علی اکبر سيف در کتاب خود با بعنوان :روانشناسی
پرورشی: آموزش را فعاليتی ميداندکه در خدمت پرورش و کارآموزی قرار دارد وبعنوان ابزاری برای پرورش و کارآموزی از آن استفاده می شود و در جايی ديگر از کتاب خود تعريف کلی از آموزش ارائه می دهد: آموزش به فعاليتهايی گفته می شود که با هدف آسان ساختن يادگيری ازسوی آموزرگار يا معلم طرحريزی

 می شود و بين آموزگار و يک يا چند يادگيرنده به صورت واکنش متقابل جريان می يابد:

)سيف ۱۳۸۰(

بعضی از پژوهشگران نيز آموزش را بعنوبن وسيله ای برای شناسايی مسائل اجتماعی-اقتصادی و فرهتگی جامعه و پی بردن به راه حلهای مناسب برای آنها می دانند. (بازرگان۱۳۸۰)

 

در آخر تعريف جامعتری از آموزش ارائه کنيم که علاوه بر آموزش رودرو کلاس انواع ديگر آموزش را
نيز شامل گردد می توانيم آن را به صورت زير تعريف کنيم: هر گونه فعاليت يا تدبير از پيش-
طرحريزی شده ای که هدف آن آسان کردن در يادگيرندگان است.  )سيف ۱۳۸۰(

  

ارزشيابی آموزشی

فعاليتهای آموزشی هر کشور را ميتوان سرمايه گذاری يک نسل برای نسل ديگر دانست.
) کافمن و هرمن ۱۳۷۴(


به عبارت ديگر ميتوان گفت هدف فعاليتهای آموزشی رشد آگاهی و توانايهای با لقوه انسان است.ارزشيابی آموزشی بعنوان يک رشته تخصصی در کنار و متاثر از رشته های سنجش و اندازگيري پژوهش و آمار رشد و گسترش يافته است.اگر چه ميتوان در زمينه انجام عمل ارزشيابی از فعاليتهای آموزشی در گذشته نسبتا دور نیز بر گه هایی بدست آوردولی کلاسهای رسمی ارزشیابی آموزشی با فعالیتهای رالف تایلر در سالهای ۱۹۴۰میلادی شکل گرفته است و در ایران ارزسیابی آموزشی بعنوان یک حوزه تخصصی مستقل؛برای اولین باردر دانشگاه
بو علی در سالهای دهه ۱۳۵۰ شمسی رواج پیدا کرد. (کیامنش ۱۳۸۰)

 

از آنجايی که برای هر جنبه نسبتا جديدی از آموزش ضروری است که ابتدا خواننده با تعريف
توصيف و بحث درباره آن موضوع آشنا شود؛در هفته آينده به تعريف و بحث درباره آموزش و هم
چنين ارزشيابی میپردازم.